X
تبلیغات
رایتل
خرمگس خال تور بدون سیگار در هوا فالش می خواند

!!

مرد روبرویم نشسته. پا روی پایش گذاشته و سیگار دود می کند. انگار همین چند ساعت پیش روی تخت دراز کشیده بود و معشوقه اش را غرق می شد.

مرد کنارم نشسته و دستش را فرو برده در جیبش. سیگاری هم نیست اصلا. چشمانش را می بندد و چند ثانیه بعد باز می کند. مدام.

زن کنارم نشسته. دستش را می برد لای موهایش، شالش را مرتب می کند. دلشوره دارد، حواسش را جایی گم کرده انگار.

مرد روبرویم نشسته. دستش را برده توی کیف و دستکش را بیرون می آورد. به ساعتش نگاه می کند. دیرش شده باشد انگار. با عجله از جایش بلند شده و دور می شود.

من روی صندلی نشسته ام. مرد رفته، مرد رفته، زن رفته، مرد که رفته بود، سیگار روشن می کنم!!

نوشته شده در 1391/11/26ساعت 03:39 ب.ظ توسط پوریا حمزه نظرات (9)