X
تبلیغات
رایتل
خرمگس خال تور بدون سیگار در هوا فالش می خواند

!!

خفقان است برادر. یک شب در نقطه ای کور دستانم را بگیر و زمزمه کن بودن هامان را. جایی پنهان تر از سکوت دستانم را بگیر و اشک هامان را راها کن. برویم. برویم انجا که جنگ نیست، که مرگ نیست و  درختانش همه ی وجودمان را ریشه دوانده اند. آنجا که لبخند هنوز روی لبانمان سرخ است. خفقان است برادر. یک شب در نقطه ای کور دستانم را بگیر. برویم آنجا که باروت هنوز سینه ی معشوقه هامان را ندریده. برویم آنجا که ابرهایش خاکستری نیست و مدام باران است. برویم آوازهایمان را میان پرندگان جشن بگیریم. خالی از آتش و خون، خالی از فریاد و انزجار. خفقان است برادر. یک شب در نقطه ای کور دستانم را بگیر. مبادا که دستانمان را جایی جا بگذاریم. مبادا روزی جایی دیگر یکبار، فقط یکبار دیگر تنها بمانیم. دستانم را بگیر و پنجره را رو به آفتاب باز کن. بگذار باد لای دستانمان بلغزد. خفقان است برادر. یک شب در نقطه ای کور دستانم را بگیر. در سینه ات برای انسان جایی بگذار. یک شب که عشق را قسمت می کنند تو همه اش باش. خفقان است برادر. یک شب که مهتاب هم باشد در نقطه ای کور دستانم را بگیر. کمک کن. زمزمه کن آزادی را، عشق را. بخوان بلند میان پرندگان. با من بخوان و بگذار دستانت توی دستانم باشد. آرامش خواهد آمد. مهتاب توی شب هامان سَرَک خواهد کشید...

نوشته شده در 1392/01/23ساعت 06:16 ب.ظ توسط پوریا حمزه نظرات (26)