X
تبلیغات
زولا
خرمگس خال تور بدون سیگار در هوا فالش می خواند

!!

"چه غلطی داره می کنه؟" شاید اگر می دانست بعد از گفتن این جمله با کامیون شاخ به شاخ می شود و می میرد، جمله ی بهتری بر زبان می آورد. البته هنوز نمرده. من هم نمردم. اما آخرش که می میریم. از صورتش که نمی شود فهمید، اما اینطور که به دستگاه وصلش کرده اند عن قریب بمیرد. حالا مردن فقط یک لحظه اش است. بعدش می خواهد چه کار کند؟ مدام فکر می کنم دستگاه را قطع کنم و خلاص. لابد آن موقع توی ذهنش می گوید " چه غلطی داره می کنه؟" اصلا انگار زنده مانده که دوباره وقت مردن همین جمله را بگوید. با آن صدای زنانه اش همان بهتر که جملات قصار نگوید. چه غلطی داره می کنه. چه غلطی داره می کنه. حالا با ترس بیشتر. ترس قبل از مردن. چه غلطی داره می کنه؟ انگار اختیار خودش دست بقیه است. مدام نگران است دیگران اری نکنند که او بمیرد. البته هنوز نمرده. پزشکان متخصص عقیده داشتند هنوز کورسویی از امید در مورد آقای امیدیِ چاق و خپل وجود دارد. در مورد من هم همین را می گفتند. آخرش چه شد؟ هیچ. مادر بزرگ خدا بیامرز - خدا رفتگان همه را بیامرزد- قبل مردنش افتاده بود به حرف های عجیب و غریب. یکبار یادم است ما بچه ها را جمع کرده بود کنار سماور و در مورد تفاوت های لیبرالیسم و دموکراسی حرف می زد. چند دقیقه ای حرف می زد و یک حبه شیره می انداخت توی چای و بالا   می کشید. یادم است چند ساعتی با صدای دورگه حرف زده بود و حتی بحث به انقلاب مخملی هم کشیده شد. آن موقع نمی فهمیدیم دم مرگش است. تازه بعد مرگش فهمیدیم چه گوهر گرانبهایی را از دست داده ایم. اما امیدی چه؟ صدبار دیگر هم اگر به او جان دوباره بدهند باز همان راننده تاکسی می شود و توی جاده ی فیروزکوه تصادف می کند. با کامیون شاخ به شاخ نشده می گوید:    " چه غلطی داره می کنه؟" و بعد شاخ به شاخ می شود. نه می فهمد آن مرد چه غلطی می کند و نه می فهمد تفاوت لیبرالیسم و دموکراسی چیست. حتی از انقلاب مخملی هم فقط چیزهایی از مسافرها می شنود.
نوشته شده در 1393/03/19ساعت 04:26 ب.ظ توسط پوریا حمزه نظرات (6)